تبليغاتX
...انتهای افق
بسم الله

وبلاگ نويسان متعهد و انقلابي که انتشار اخبار و عکس حضور رهبري در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پيامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعاي ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.
در اين مراسم روح بخش که به ياري اهالي ولنجک برگزار مي شود، دکتر الهام سخنگوي دولت سخنراني خواهد کرد.
زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح
مکان: ولنجک- انتهاي بلوار دانشجو- بالاتر از خيابان البرز- کهف الشهداء

* سرويس رفت براي خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نويس، صبح جمعه، ساعت ۵ صبح در دو محل مستقر مي باشد :
۱- ميدان انقلاب- ضلع شمالي- ابتداي خيابان کارگر شمالي
۲- ميدان امام حسين- ضلع غربي- ابتداي خيابان انقلاب


نوشته شده توسط راوی در چهارشنبه 10 مرداد1386 ساعت 16:20 | لینک ثابت |
بسم الله

برو بچه های حزب الله مهمون برو بچه های راویان بودن.هرچند همه ی بچه ها خبر نداشتند ولی گزارش جالبیه.این گزارش از سایت راویان گرفته شده.بی کم و کاست...

 

نحن الغالبون

   (تصوير امام خمينی (ره) و مقام معظم رهبری در بلوار اصلی روستای بنت جبيل)

 

 

خیلی‌ها مشتاقند تا با آدم‌هایی كه از نزدیك جنگ 33 روزه لبنان را دیده‌اند هم‌صحبت شوند حتی اگر دست و پا شكسته عربی و انگلیسی حرف بزنند.

چند روز پیش این اتفاق در دفتر راویان واقع در ستاد راهیان نور افتاد. 3 جوان لبنانی كه در جنگ سال گذشته به عنوان رزمندگان فرهنگی جبهه حزب الله فعالیت می‌كردند مهمان صمیمی راویان شدند. جنگی كه آنها نامش را گذاشته‌اند "حرب التموز" یعنی جنگ تابستانی.

 

یك لبنانی، روایتگر دفاع مقدس ما

 

                                           

علاء الدین، علی و عباس اهل جنوب لبنانند. علاء الدین اهل نبطیه است. فارسی را خوب حرف می‌زند. هفت سال پیش برای تحصیلات حوزوی به ایران ‌آمد. با مطالعه كتابی درباره شهید بابایی، فرمانده شهید نیروی هوایی، شیفته و جذب این شهید می‌شود به این نتیجه می‌رسد كه روحیات جهادی فقط در بچه‌های بسیج و سپاه نبوده است بلكه درجه‌داران ارتش هم چنین روحیاتی داشته‌اند. مطالعه این كتاب آغازی می‌شود برای مطالعه دیگر كتاب‌های دفاع مقدس ما و آشنایی با شهدایی چون همت، زین الدین و ستاری.

 

به لبنان كه باز می‌گردد می‌شود راوی دفاع مقدس ما برای بچه‌های حزب الله:"در جمع بچه‌ها داستان زندگی فرماندهان شهید شما را می‌گفتم. بچه‌ها آنقدر مشتاق بودند كه به طور منظم جلساتی را برای بیان خاطرات این شهدا تشكیل دادیم."

 

حرف زدن با علی و عباس كمی مشكل‌تر است. علاء الدین حرف‌های دو طرف را ترجمه می‌كند. گاهی هم كه خودش با یكی از ما مشغول حرف زدن می‌شود، یكی از بچه‌های راوی كه عربی‌اش بد نیست با علی و عباس كه فارسی بلد نیستند گرم گفت و گو می‌شود.

 

شهید بروجردی الگوی بچه‌های حزب الله

 

علاء الدین پس از مطالعه كتاب "مسیح كردستان" كه زندگی‌نامه شهید بروجردی، فرمانده سپاه كردستان، متوجه می‌شود فضای كردستان كه این شهید در آن فعالیت می‌كرده چقدر شبیه فضای لبنان است، گروه‌ها و طوایف مختلف با افكار رنگارنگ و گاه متضاد. او به این نتیجه می‌رسد كه عملكرد شهید بروجردی در چنین فضایی الگوی خوبی برای بچه‌‌های حزب الله لبنان است. مشغول ترجمه كتاب می‌شود. خلاصه‌ای از كتاب شامل صد نكته مدیریتی از شهید بروجردی را در 50 صفحه منتشر می‌كند. علاء می‌گوید:"كتاب با استقبال زیادی روبرو شد به طوری كه اكنون در كادر مركزی حزب الله و دوره‌های آموزشی رزمندگان حزب الله تدریس می‌شود. نگاه مردمی و مردم‌شناسانه شهید بروجردی لازمه كار ما در لبنان است. ما به تعامل بسیار بالایی با قبایل مختلف لبنانی نیازمندیم."

 

شهادت جوان لبنانی و تأثیر روایت

 

جلسات روایت علاء الدین پس از مدتی تعطیل می‌شود. كمی بعد عمار، دوست علاء الدین و یكی از اعضای این جلسه در یكی از عملیات‌های استشهادی علیه اسراییل به شهادت می‌رسد. سه هفته بعد از شهادتش یكی از دوستان عمار خواب او را می‌بیند كه در جلسه روایتگری علاء الدین نشسته و علاء الدین مشغول روایت است و عمار گفته‌هایش را می‌نویسد. علاء الدین می‌گوید:"پس از این ماجرا دوباره جلسات را راه انداختیم."

ما هنوز هم برای لبنانی‌ها از جنگ شما روایت می‌كنیم اما از جنگ خودمان نمی‌توانیم

 

 تانك اسراییلی در خانه عباس

 

عباس در روستای عیناتا در جنوب لبنان زندگی می‌كند. او یك هوادار حزب الله است. عباس پس از پیروزی سال گذشته حزب الله وقتی به روستایشان باز می‌گردد با صحنه جالبی روبرو می‌شود:"پس از حمله اسراییل روستا تخلیه شد. اسرائیلی‌ها برای آنكه به شهر صور برسند باید از تنگه‌ای بین دو كوه كه در نزدیكی روستای ما واقع است عبور می‌كردند. آنها برای عبور از این معبر اول باید از روستای ما می‌گذشتند. پس از پیروزی وقتی به روستا بازگشتم دیدم یك تانك سوخته در خانه‌مان است. وقتی از رزمندگان حزب الله موضوع را جویا شدم گفتند كه پس از تخلیه روستا فقط رزمندگان حزب الله در روستا ماندند و با ورود تانك‌های اسراییلی به روستا یكی از تانك‌ها را كه وارد خانه شما شده بود زدیم. سه جنازه هم تلفات این تانك بود. اسراییلی‌ها نتوانستند از آن تنگه عبور كنند."

 

آنها یك انجمن فرهنگی به نام "لبیك یا صاحب الزمان (عج)" تشكیل داده‌اند. فعالیت این انجمن در 3 زمینه امام زمان (عج) ولایت فقیه و شهدا و جانبازان است. اعضای این انجمن مثل اعضای نیروی مقاومت بسیج ما، داوطلبانه در آن فعالیت می‌كنند. گروهی در این انجمن سخنان رهبر انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای را رصد می‌كنند. این گروه بر اساس سخنان رهبری در موضوع تبلیغات، سیاستگذاری‌های تبلیغاتی انجمن لبیك را انجام داده است.

 

امسال برای برگزاری جشن اولین سالگرد پیروزی، نمایشگاهی در بیروت برپا شده است. آنها در این نمایشگاه تانك‌های مركاوای اسراییلی را در گودال‌هایی قرار داده‌اند و مردم برای اعلام نفرت، به این تانك‌ها سنگ پرتاب می‌كنند. آخر هر شب بچه‌های حزب الله ناچارند گودال پر از سنگ را تخلیه كنند. از دیگر ابتكارات بچه‌های حزب الله، جمع‌آوری قطعات تكه تكه شده هلیكوپتر ساقط شده اسراییل و كنار هم چیدن این تكه‌هاست تا با نشان دادن بزرگی این هلیكوپتر عظمت كار رزمندگان حزب الله بیشتر نشان داده شود. آنها سال گذشته برای حمایت از مقاومت 500 هزار پوستر در تمامی نقاط لبنان توزیع كردند و امسال و در سالگرد پیروزی این رقم خیلی بیشتر بوده است. سايت اين انجمن در حال راه‌اندازي است. http://www.labbeyk.org 

 

حزب الله

نحن الغالبون

 

نحن الغالبون

نحن الغالبون

                                       تانك‌های مركاوا ساخت اسراييل

انتقاد حزب الله از ما

 

در این جلسه صمیمی جواد تاجيك راوي دوره اول و مشاور جوان رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس، پژمان پورجباری راوي دوره اول و مسؤل راویان، محمد جان‌پور راوی دوره سوم، سيد هادي شمس الديني راوي دوره سوم و علی پرویز راوی دوره چهارم میزبان دوستان لبنانی‌مان بودند. ما كنجكاو بودیم كه آنها چه انتظارات و انتقاداتی نسبت به ما دارند. علاء الدین می‌گوید:"ما انتظار داریم ایران در عرصه‌های مرتبط با فرهنگ مقاومت و ایثار از ما حمایت مادی و معنوی مستقیم كند. ما از نظر امكانات خیلی قوی نیستیم. این در حالی است كه تبلیغات در ایران نسبت به امكانات و منابع موجود بسیار ضعیف است. آن چیزی هم كه ایرانی‌ها درباره ما تولید كرده‌اند فقط مخصوص مخاطب ایرانی است. سایر فرهنگ‌ها با این نوع تولیدات فرهنگی شما نمی‌توانند ارتباط برقرار كنند چون شما در تولیدات خود از ادبیات و اصطلاحات و فرهنگ مخصوص فارسی‌زبانان استفاده می‌كنید كه ترجمه آن برای سایر ملل بسیار مشكل است. شما باید به فكر تولیدات فراملی باشید."

 

امكان روایت دفاع مقدس لبنان نیست

 

كنجكاوی ما درباره روایتگری دفاع مقدس لبنان در لبنان باعث شد تا در این باره پرس و جو كنیم. علاء الدین می‌گوید كه جنگ با اسراییل جنگ اطلاعاتی است و همین مسأله كار روایت را غیر ممكن كرده است:"حتی نمی‌توانیم اسامی تعدادی از شهدای استشهادی قبل از سال 2000 را كه سال فرار اسراییل از لبنان بود به دلایل امنیتی اعلام كنیم. چه رسد به روایت نبرد آنان."

 

مشكل دیگر كار روایتگری در لبنان، مشكل جالبی است. علاء الدین می‌گوید:"كادر اصلی حزب الله لبنان به طور كلی آموزش دیده‌اند كه حرف نزنند به همین دلیل به سختی قادر به ثبت تاریخ شفاهی حزب الله هستیم." علاء یكی دیگر از موانع روایت را ساختار دولت فعلی و غیر قانونی لبنان بیان می‌كند و معتقد است كه حزب الله در شرایط فعلی فشار تبلیغاتی زیادی را تحمل می‌كند. او می‌گوید:"ما هنوز هم برای لبنانی‌ها از جنگ شما روایت می‌كنیم اما از جنگ خودمان نمی‌توانیم."

 

گفت و گو راجع به روایت باعث شد تا ما نیز تجارب خود را در زمینه روایت دفاع مقدس به آنان منتقل كنیم. از جمله تأكیدات بچه‌های راوی این بود كه آنها از غفلت ما عبرت بگیرند و مراقب باشند تا آثار فیزیكی جنگ نابود نشود. پاسخ آنان گویای این مطلب بود كه آنها هم گاه از این مسأله غافل شده‌اند. ما انگیزه خود را از ورود به بحث لبنان سخنان رهبری درباره جنگ 33 روزه و تعبیر ایشان از این جنگ با عنوان "دفاع مقدس جدید لبنان" اعلام كردیم.

 

نقدی كه ما بر فعالیت این دوستان داشتیم این بود كه آنها در روایتگری‌‌شان از جنگ، بیشتر به خاطراتی اشاره كرده و تأكید می‌كنند كه مرتبط با معجزات و امدادهای غیبی است. درست است كه این اتفاقات روی داده است اما تأكید بیش از حد بر روی این خاطرات و عدم پرداختن به زوایای دیگر نبرد از جمله دلاوری‌ها و مقاومت‌ها خود باعث ضعیف جلوه دادن قدرت حزب الله می‌شود و نشان می‌دهد كه تنها نقطه اتكای حزب الله همین امدادهای غیبی است در صورتی كه بیشتر پیروزی‌ها بدون امدادهای اعجاز گونه و از طریق امدادهای مرسوم الهی كه شكلی بسیار عادی دارند و به دست انسان‌ها تحقق می‌یابد صورت گرفته است.

 

 

 

چند خاطره

 

از علاء، علی و عباس خواستیم تا چند خاطره از دفاع مقدس لبنان برایمان بگویند. متن ویراستاری شده گفته‌های آنان را در زیر بخوانید.

 

سلام آخر

 

قرار بود علی منیف اشمر یك پایگاه اسراییل را، طی یك عملیات استشهادی نابود كند. ما از دور او را با دوربین زیر نظر داشتیم. تا نزدیكی‌های پایگاه آمده بود. ناگهان متوقف شد. دستش را بالا آورد. انگار داشت به كسی سلام می‌كرد و احترام می‌گذاشت. بعد به سوی پایگاه حركت كرد و عملیات با موفقیت انجام شد و به شهادت رسید.

 

برای ما سؤال شده بود كه آن حركت علی چه مفهومی داشت تا اینكه یكی از دوستانش خواب او را دید. از او پرسیده بود چرا توقف كردی و دستت را بالا بردی؟ علی گفته بود امام زمان (ع) را در مقابل خود دیدم و به ایشان سلام كردم.

 

 

وعده شهادت از زبان ولایت

 

بعد از شهادت علی منیف اشمر، محمد برادرش به همراه خانواده برای دیدار آقا به ایران آمدند. در آن دیدار آقا گفتند تو هم به زودی به برادرت می‌پیوندی. او به درستی معنی این جمله را نفهمید تا اینكه هفته بعد از دیدار، او را برای انجام عملیات استشهادی فراخواندند بدون آنكه رهبری و خودش از انجام این عملیات توسط محمد با خبر باشند.

 

استخاره‌ای كه خوب نمی‌آمد

 

شهید احمد قصیر یكی از مشهورترین شهدای عملیات استشهادی است. وقتی به او مأموریت انجام عملیات داده شد او از خدا طلب خیر كرد و استخاره انجام داد. نتیجه بد بود و احمد از انجام عملیات سر باز زد. این كار چند بار تكرار شد. فرماندهی عملیات به احمد گفته بود اگر در انجام مأموریت متزلزل شده‌ای آن را به شخص دیگری واگذار كنیم. اما احمد تنها دلیل تأخیر را استخاره عنوان می‌كرد. بالاخره استخاره خوب آمد. احمد عازم انجام عملیات شد. همیشه در هوای صاف نیروهای اسراییلی در اطراف پایگاه‌شان پراكنده بودند. آن روز هوا بارانی شد. همه نیروهای اسراییلی كه در بیرون پایگاه بودند به داخل رفتند. احمد با مواد انفجاری خود را به پایگاه اسراییلی‌ها زد و تمامی آنان را به هلاكت رساند.

 

حكمت مجروحیت

 

در یكی از عملیات‌های حزب الله در جنگ 33 روزه یكی از رزمندگان حزب الله مجروح می‌شود و نمی‌تواند به همراه سایرین به عقب باز گردد. با این حال تلاش می‌كند تا خود را به عقب برساند. پس از طی مسافتی طولانی متوجه می‌شود كه نیروهای اسراییلی به وسیله هلی‌كوپترهای بدون صدا بدون آنكه متوجه او شوند وارد منطقه شده‌اند. او از آرامش منطقه متوجه می‌شود كه نیروهای حزب الله متوجه حضور نیروهای اسراییلی نشده‌اند. او اسلحه‌اش را به سوی هلی‌كوپترها نشانه می‌رود و با شلیكش دیگر رزمندگان حزب الله كه در فاصله‌ای دورتر قرار داشتند از حضور نیروهای اسراییلی مطلع شده و عملیات هلی برن اسراییلی‌ها را با یك حمله برق آسا خنثی می‌كنند و این رزمنده مجروح را به عقب بر می‌گردانند.

 

پیوست

اللهم عجل لویک الفرج و جعلنا من اعوانه و انصاره...

پیروزی جهان اسلام رو دعا کنید..

صلوات

 

 

 

نوشته شده توسط راوی در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 8:35 | لینک ثابت |
 
offshore