{وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقاً }الكهف16
یکی از نقاشی ها زمینه ای کاملا سیاه داشت و وسط این سیاهی شمع کوچکی می سوخت که نورش در مقابل این ظلمت خیلی کوچک بود...چمران زیر نقاشی اش به عربی شاعرانه ای نوشته بود:"من ممکن است نتوانم این تاریکی را از بین ببرم;ولی با همین روشنایی کوچک فرق ظلمات و نور و حق و باطل را نشان می دهم.کسی که به دنبال نور است,این نور هرچه قدر کوچک باشد در قلب او بزرگ خواهد بود."...
این ها رو بیشتر برای بروبچه های حزب الله لبنان و حزب اللهی های فلسطین نوشتم...چون احساس می کردم حداقل در ایران موضوع شهادت حل شده .ولی...(متن زیر از رو وبلاگ جهاد همچنان باقیست می آورم چون اصلا توان نوشتن آنچه گذشت را ندارم...)
اين بحث نمادها مثل اينكه تمومي نداره! چند سال پيش كه بچه هاي تفحص شهدا خدمت مقام معظم رهبري مشرّف شده بودند ايشان ضمن تجليل از كار پر ارزش جستجوي مفقودان اين جمله را فرموده بودند: «اين عمليات تفحص شهدا يك معناي نمادين دارد، يك معناي رمزي دارد؛ معنايش اين است كه علي رغم آن كساني كه مي خواهند مسأله شهادت را، مسأله شهيد را، مسأله فداكاري را زير غبارها و خاك و خل ها پنهان كنند، شما نمي گذاريد اين كار انجام شود.»
يكي ديگر از آن كارهاي سمبليك و نمادين كه در راستاي تفحص شهدا انجام مي شود، تدفين پيكر مطهر شهداي گمنام در نقاط ويژه شهرهاست؛ شهدايي كه با وجود اطمينان از شهيد بودنشان به دليل فقدان مدارك و نشانه هاي شناسايي گمنام باقي مانده اند؛ گرچه شهداي گمنام خود از نام آور ترين اولياء خدا در ملكوت اعلاي عالم هستند.
نزديك 40 روز پيش 5 شهيد گمنام در منطقه ولنجك تهران به خاك سپرده شدند. حكايت اين مراسم جالب و شنيدني است. ابتدا با بررسي هايي كه انجام مي شود، نقطه اي در ميان منطقه مسكوني در نظر گرفته شده بود و هماهنگي هاي لازم نيز صورت گرفت؛ اما بعد از اعتراض و اعلام مخالفت عده اي از ساكنان و اهالي محل، مسولان برگزاري مراسم در تعيين مكان تدفين شهدا دچار ترديدهايي مي شوند و از قرآن كريم چاره جويي مي كنند. استخاره اي گرفته مي شود و اين آيه آنان را راهنمايي مي كند:
و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلا الله فاوا إلي الكهف ينشر لكم ربّكم من رحمته و يهيّيء لكم من أمركم مرفقاً
آيه، داستان اصحاب كهف را بازگو مي كند آن هنگام كه آن جوانمردان از مردم شهر و خدايان باطل آنها كناره گيري كرده و به غار پناه آوردند تا از رحمت واسعه خداي تعالي بهره مند شوند و گشايشي در كارشان حاصل شود...
ولنجك يكي از مناطق شمالي شهر تهران است و به كوه هاي شمال تهران متصل مي شود؛ استخاره صريح و روشن تكليف را روشن كرده بود؛ بچه هاي بسيجي به جستجوي غار در نزديكي محل از پيش تعيين شده پرداختند و در نهايت تعجب در دل كوه و در ارتفاعي مشرف به منطقه قبل يك غار پيدا مي كنند؛ گويي آنجا از مدت ها پيش براي ميزباني شهيدان گمنام آماده شده بود... مراسم تشييع و تدفين شهدا در غار با حضور مردم مؤمن منطقه و حتي آن دسته از ساكنان كه ابتدا با اين طرح مخالفت مي كردند برگزار شد و شهدا در غار آرام گرفتند و غار، كهف الشهداء نام گرفت.
جزئيات شنيدني و جذاب اين واقعه بيش از آن است كه در يك نوشته كوتاه پرداخته شود؛ اما حضور سرزده و بي سر و صداي مقام معظم رهبري بر مزار اين شهيدان گمنام در سحرگاه روز جمعه 29 تيرماه كه نماز شب و نماز صبح را در كهف الشهداء به جاي آوردند ابعاد ويژه اي به اين موضوع داد. حضور نمادين ايشان در كهف الشهداء حاوي پيام هاي رمزي زيادي براي ما است.

كهف الشهداء در دسترس من و شماست... مكاني خلوت و معنوي و به دور از هياهوي بي ثمر شهر كه ما را به عبادت و كسب فيض و نور مي خواند... هنوز هم در نزديكي اين شهر گناه آلود غاري براي تفكر و عبادت و زيارت پنج تن از بهترين بندگان خدا يافت مي شود!... پس بسم الله...
*مشاهده اصل عكس آقا با كيفيت عالي
*در ولنجك چه گذشت؟ (به قلم يكي از اهالي ولنجك)
*گزارش تصويري فارس از مراسم خاكسپاري شهدا در كهف
*حق با كيست؟؟؟؟؟؟(به قلم يكي از اهالي ولنجك)
البته پیشنهاد می کنم در ولنجک چه گذشت؟ را نخوانید....
پیوست:
اللهم عجل لولیک الفرج و جعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه...
شهدا...
شباهت شهدای گمنام به حضرت زهرا شباهت عجیبی ست...
هرجایی لایق حضور شهدا نیست...
تا ظهور مهدی فاطمه منتظر می مانیم...
شهدا...
صلوات...

